توصیفات - تاریخ: 1401/10/16 ساعت: 20:00
احساس می کنم که یه توپ قرمز تویه گلوم هست، اسم روانشناسیش احتمالا بشه "اضطراب"وقتی کلمه روانشناس میاد، ذهنم میره سراغ اولین و نزدیک ترین روانشناسی که "روز های کاری" می بینمش.و بعد این فکر سراغم میاد که توجه ام رو دارم از درونم بیرون میکشم و به سمت بیرون سوق میدم، و این باعث میشه فاز بگیرم. برای کسی ...
ساده، منطقی ، سیاس.ی - تاریخ: 1401/10/16 ساعت: 20:00
الان از حجم یه سری نقاط ضعفی که دارم کلافه ام. ناراحتم. و از اینکه شاید این نقاط ضعف رو بتونم بهتر کنم امیدواری کوچیکی احساس می کنم اما از مسیر طولانی که منتهی بهش میشه احساس ناتوانی می کنم.پ ن۱: آدمی که ساده است. از سیاست میترسه! به هر قیمتی ازش پرهیز میکنه و فکر میکنه صداقت بهتره. آدمی که منطقیه س...
اجبار برای انجام کار ها - تاریخ: 1401/10/16 ساعت: 20:00
الان فقط میخوام کارای که تویه دفتر نوشتم رو انجام بدم با این حال، دل و دماغش رو ندارم، شاید دل و دماغ تفریح داشته باشم، تفریحاتی که دیگه اونقدرا هم نمیتونن حواسم رو پرت کنن و خوشی کاذب درست کنن.لیست کارایی که نوشته ام فکر کردن بهش هم وحشت زده ام میکنه طولانیه. و اراده سنگینی میخواد... قطعاً شاید نتو...